تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
85/10/05
بازی شب یلدا

از شب یلدا در وبلاگستان فارسی، بازی راه افتاده به اسم یلدای وبلاگستان که در آن یک وبلاگ نویس باید پنج نکته در مورد خودش را که به احتمال زیاد دیگران از آن اطلاعی ندارند، بنویسد و در پایان از پنج وبلاگ نویس دیگر بخواهد که این بازی را در مورد خودشان ادامه دهند (اصل این کار البته الگو برداری شده از وبلاگ نویس‌های غربی است).

حال من هم از طرف دوستان خوبم سمن، اسپریچ و آیدین به بازی دعوت شده ام؛ بنابراین افشاگری می کنم 5 نیمه پنهان را، قربتا الی ا..:

 

1- تا سن بیست سالگی هنوز سیبیلم را نزده بودم و به صورت کاملا فابریک حفظش کرده بودم تا اینکه در سال81 که به مناسبت کنفرانس دانشجویی برق با بچه ها رفته بودیم دانشگاه شیراز،  یه شب تو خوابگاه بچه ها با هم دست به یکی کردن و با تیغ و ماشین، سیبیلم را به شکل وحشیانه‌ای زدن و تازه از این صحنه آزار و اذیتشون فیلم هم گرفتن! تا جایی که یادمه در این تجاوز آشکار که منجر به از بین رفتن حاصل دسترنج بیست ساله‌ام شد، آیدین و مهدی و نیما و مصطفی و امید دست داشتن.

 

2- از بچگی عاشق فوتبال بودم اما در دوران راهنمایی به خاطر روکم کنی بعضیا مدتی بدجور رفتم دنبال بسکتبال و حتی یه حکم قهرمانی هم تو این رشته گرفتم اما با این همه هیچ بازی به اندازه فوتبال برام لذت بخش نیست.  از اول راهنمایی تا دوم دبیرستان تقریبا یه روز در میون تو کوچه با بچه ها گل کوچیک بازی می کردیم و حتی اون موقع ها برای اینکه مستقل بشیم با داداشم باهم پول جمع کردیم و تیر دروازه و تور و قفل و زنجیر(برای اینکه تیردروازه هامون رو ندزدن) خریدیم. الان دیگه انگار هیچ کی مثه اون موقع ها تو کوچه فوتبال بازی نمی‌کنه. راستی از علی پروین و آلکس فرگوسن و منچستر یونایتد و پرسپولیس و انگلیس هم خیلی خوشم میاد و به صورت حرفه ای طرفدارشونم. مثلا الان دقیقا می دونم از سال 97 تا حالا چه بازیکنایی تو منچستر اومدن و رفتن. 

 

3- در راستای همون فوتبال زدگی مفرط، از زمانی که آتاری داشتم تا الآن که کامپیوتر، این بازی برام جذاب‌ترین بازی کامپیوتریه و از فیفا 94 (تو میکرو جنیوس) و فیفا 95 (تو سگا) تا فیفا 2006 (کامپیوتر)  به ترتیب همه فیفا ها رو به صورت حرفه‌ای! بازی کردم و الآن هم ظرف این دو ماه که فیفا 2007 اومده، تونستم یه دوره مدیریت 15 ساله اش رو تموم کنم! تازه شم نفس کش...

 

4- کلا از بچه های کوچیک ( از 2 ساله تا شیش هفت ساله) خیلی خوشم میاد و از سروکله زدن باهاشون لذت می‌برم؛ البته از اونجاییکه به شدت با لوس کردن بچه ها مخالفم معمولا آخر سر، کارم باهاشون به جنگ می کشه.

 

5- در حال حاضر اعتیاد حاد به روزنامه و اخبار پیدا کرده ام و تقریبا روزی دوساعت از وقتم رو سر این کار حروم می کنم. می دانم  باید در آینده نزدیک تجدید نظر جدی بکنم در این مورد.

 

در ادامه من دعوت می کنم از لیلا، مهدی، گلناز، نیما، بهناز و علی که به روی صحنه بیایند (به این میگن جرزنی).  

+ نوشته شده در ساعت 2:8 توسط حمید