آقای گیتس عزیز، فارغ از تمام جاروجنجالهای کنونی دنیای اوپن سورس و جنگ تقریبا مغلوبهات با گوگل، خبر کنارهگیریت از مایکروساقت برایم ناراحت کننده بود.
شاید برای من و بسیاری از هم سن وسالهای من، آن اوایل کامپیوتر مترادف بود باصفحه سیاه ام اس داس و دی آی آر گرفتن و سی دی کردن و الیآخر؛ بعد شد آن صفحه آبی اِن سی تحت داس که تندتند بگردم و فایل اِگزهای را پیدا کنم و بازی مورد علاقهام را ران...
بعد ویندوز ۳.۱ که باز تحت داس بود و آن موقعها چه تحولی بود برای خودش و بعد ویندوز ۹۵ که کماکان با استارتینگ ام اس داس شروع میشد.... نمیدانم آن وقتها که داشتم غرق در کامپیوتر میشدم و منطقش را به لطف محصولات کارراحت کنت یاد میگرفتم، اوپن سورس و لینوکس کجا بودند این همه طلبکارانه تازه؟! شاید آن وقتها هنوز اینقدرها که حالا میگویند انحصارطلب نشده بودی!
به هر حال جناب بیل گیتس ممنون به خاطر اینکه پل ورود آسانی بودی به این دنیای پیچیده و البته کاملا منطقی. راستی علیرغم جو ضد مایکروسافتی کنونی، کاملا شخصیت محترم و انسان دوستداشتنی هستی در نظرم و خوشحالم که ثروت هنگفتت را قرار است در امور خیریه صرف کنی بیش از سابق.
بدرود آقای مایکروسافت.
پ.ن۱: از کتاب داستانکهایی بری روزگاری که سپری میشود:
"برای بعضیها، عشق کفش نایک گران قیمتیست که میخرندش تا بیشتر نشان بقیه بدهند؛ برای بعضی هم یک جفت کفش راحتی که داشتنش آرامش است... به هر حال بعضیها هم هستند که پابرهنه در روزگار قدم میزنند و بعضی دیگر که چند جفت کفش دارند."
پ.ن۲: اخبار رو که میخونم صدای فرهاد قویتر از قبل توی گوشم میپیچه که داره از ابر سیاه خون میچکه...