همزمان با دهه البته مبارک فجر، فیلم (انیمیشن) پرسپولیس ساخته مرجانه ساتراپی رو دیدم و جدا از دو سه اشکال منطقی قابل چشم پوشی، المنه لله که دلچسب بود (به خصوص مادربزرگ داستان با آن توصیه های فوق العاده اش). در مجموع به نظرم روایت تراژیک قابل دفاعی آمد از انقلاب، جنگ و فرهنگ ایران که در ادامه، وقایع زندگی شخصی مرجانه هم با آن ترکیب می شود و در مجموع درام جذاب و ملموسی (به خصوص برای ایرانی ها) ساخته و پرداخته می شود. البته ناگفته نماند که راوی، قجرزاده ای از قشر "مرفه بی درد" با اقوامی دارای عقاید کمونیستی است.
از بین جوایز ریزودرشتی که پرسپولیس تا حالا برنده شده، مهمترین آنها جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره کن بوده و حالا هم به عنوان بهترین انیمیشن، نامزد اسکار است؛ باشد که موفق شود.
پ.ن۱: بیست و دوی بهمن بیست و دوی بهمن، روز از خود گذشتن، روز نجات میهن، روز پیروزی ما، روز شکست دشمن... تازه، روزی که به همگان اثبات شد دقیقا رفتن دیو به معنای ورود فرشته است بی کم و کاست... تازه شم هی آمریکا آمریکا، ثروت انبوه تو خون دل توده هاست، تیغ تو بر سینه ها، دشنه ماتم زده، دزد جهانخواره ای، دیو ستمباره ای، عقرب جراره ای، روبه مکاره ای به جان خودم... راستی نبودی ببینی به کوری دیده دشمنان، شکسته شد سد اهریمنان... ختم کلام اینکه هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید، پرستو به بازگشت بر پهنه امید، بر منکرش لعنت، بشمار...
پ.ن۲: در سالروز تولد رضاشاه میریم که داشته باشیم رقابتی ترین انتصابات دنیا را. راستی دکتر عارف دوست داشتنی ممنون از اینکه نشون دادی آب خواجه نصیر رو نوش جان کردی.
پ.ن۳: "پایان تنهایی، آغاز بازار است و آنجا که بازار آغاز می شود، همچنین آغاز هیاهوی بازیگران بزرگ است و وزوز مگسان زهرآگین؛ پر است بازار از دلقکان باوقار... ای عاشق حقیقت، بر این مطلق خواهان زورآور رشک مورز! حقیقت هرگز بر ساعد هیچ مطلق خواه ننشسته است..." چنین گفت زرتشت، نیچه
