تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
86/08/05
نفسی آمد، مردد بازگشت

هفته آخر ترم است خوشبختانه، واقعا خوشبختانه، نه جدی میگم ها واقعا واقعا خوشبختانه...

 

پ.ن1: زندگیمان شده است اثبات قانون مورفی آن هم با دور تند...

 

پ.ن2: آقای بالینجر عزیز ممنونم ازت. ممنونم که آبرو و اعتبارت را برای رساندن حرف های ما به گوش "دیکتاتور کوتوله سنگدل" هزینه کردی. آری او مثلا آقای جمهور ماست؛ حال آنکه نه آقایش آقاست و نه جمهورش جمهور؛ همانطور که ما هم خیلی وقت است دیگر که ما نیستیم.    

 

پ.ن3: "ده سکه داد و تخمک هایش را خرید. قرار کردند اگر ماهی دو تخمک رها کرد به حساب همان یک تخمک بگذارند. مادرش هم آمد، صورتش را چسباند به صورت دخترش. سیبی بودند که نیمیش پلاسیده بود و نیمیش خودش بود و چه زیبا. او زیبایی صورتش را نفروخته بود دیگر، گفته بود زیباییم از برای هرکس که می بیند، نمی توانم روبند بگذارم که نبینندم. دست هایش را هم نفروخته بود. گفته بود نمی توانم پنهانشان کنم و با دیگر انسانها عهد نبندم بر سر آن چیزها که نفروخته ام..."

+ نوشته شده در ساعت 16:9 توسط حمید