این هفته قرار است بازگردم؛
وطن، همان جا که خانه می دانمش و بی صبرانه انتظارش را می کشم.
اتاق من، خانه من، کشور من؛ آری آنجا همه اش از آن خودم است حتی پمپ بنزین هایش!
"کسی باید امشب
با غربت جاده ها و لهجه ها
به قبیله ی بی چتر برگردد"
پ.ن: هرچه می خواهم از حالا بدون فکر به لحظه وداع و بازگشت مجدد، عیشم را منغص نکنم، نمی شود که نمی شود...
