تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
86/10/28
هنگ کنگ، دوربین، موبایل

پنج شش روزی رفته بودم هنگ کنگ جهت تفریحات سالم. در مجموع بسیار راضی کننده بود و خوشبختانه ارزش دیدن داشت؛ اما مشاهدات:

 

**هنگ کنگ یه جورایی بندر-جزیره-شهر-کشور به حساب میاد که تا ده سال پیش زیر نظر انگلستان بوده و از سال ۹۷ به چین واگذار شده اما کماکان دارای تشکیلات دولتی، واحد پولی، اداره مهاجرت و پلیس مستقله. خود مردمش معتقد بودن تا زمانیکه انگلیسی ها بالا سرشون بودن اوضاع خیلی بهتر از حالا بوده به خصوص (و طبعا) از نظر دموکراسی و قانون مداری.

 

**کلا هنک گنگ از سه تا جزیره اصلی (چهار بخش شهری) به علاوه دویست و شصت تا جزیره کوچولوی دیگه تشکیل شده و با جمعیت تقریبا هفت میلیون نفریش، به لطف زیرساختی که انگیسی ها مهیا کردن از نظر اقتصادی بالاترین رشد ناخالص ملی در آسیا رو (بالاتر از ژاپن و حتی چهار قدرت برتر اقتصادی اروپا یعنی آلمان، فرانسه، بریتانیا و ایتالیا) داره.

 

**اگرچه سیستم حمل و نقل عمومی فوق العاده کار آمدی داشت اما با این حال صبح ها و بعدازظهرها مردمش به ناچار وقتشون کمی در ترافیک هدر می شد.

 

**از نظر وجود ساختمان های بلند، هنگ کنگ با داشتن بیشترین آسمان خراش، بلندترین شهر دنیا به حساب میاد. معماری مدرن این ساختمان ها واقعا دیدنی بود اما نکته جالب اینکه در مرکز شهر وجود ساختمان های فوق العاده قدیمی (خیلی کهنه تر از اونایی که تو خیابون انقلاب هست) در کنار این آسمان خراش های مدرن، بافت و ظاهر شهری مضحکی رو به وجود آورده بود.

 

**برخلاف سنگاپور، مردمش خیلی شیک و خوب لباس پوشیده بودند و تقریبا مثل ایران (نه به آن شدت البته) اکثر دخترها آرایش داشتند و می توانستی حتی مد را هم ببینی و تشخیص بدهی.

 

**ویکتوریا هاربر، ocean park، دیزنی لند، ویکتوریا پیک و سواحل شنی دریای چین از جمله مکان های توریستی بسیار مهم هنگ کنگ هستن که واقعا هم دیدنی و جذاب بودن.

 

**آب و هوای هنگ کنگ الآن که مثلا خنک ترین زمانش محسوب می شد مثل اوایل یا اواسط پاییز تهران بود.  

 

**ساکنان تقریبا اکثر کشورهای دنیا (به جز ایران و تنها هفت هشت کشور دیگه) بدون نیاز به ویزا میتونن وارد هنک کنگ بشن. به هر حال به علت عزتمندی فوق العاده، ایرانی ها باید قبل ازعزیمت، تشریفات کامل اخذ ویزا (از جمله پرکردن فرم درخواست، نشون دادن توانایی مالی، وضعیت اشتغال، مشخص کردن برنامه سفر، پرواز، هتل و غیره) رو به جا بیارن. برای من تقریبا سه هفته طول کشید تا با ویزام موافقت و صادر شد و عزتمندتر اینکه بعد این همه، تازه تو فرودگاه هنگ کنگ یه ساعت معطل شدم تا باهام مصاحبه کردن و الی آخر.   

 

پ.ن۱: نیک گفته اند که "تو محور شرارت، ژیان و عشق سرعت" و در همین راستا باز گفته اند "اینکه دستاتُ روی سر میذارن، اینکه باهات هیچ کاری ندارن، اینکه تو بازیشون راهت نمیدن، اینکه سربه سرت میذارن..." خلاصه که زنده باد جبر جغرافیایی.

 

پ.ن۲: چندتایی عکسای هنگ کنگ رو اینجا آپلود کردم.

 

پ.ن۳:بعد از تقریبا پنج سال، بالاخره دوربین کانن پاورشات A75 ام رو بازنشسته کردم و به جاش یه کانن IXUS 75 خریدم. هر چی این انتخاب آسون بود، در مقابلش تصمیم گیری برای جایگزینی گوشی نوکیا 6260 تقریبا سه ساله ام، سخت بود. خلاصه بالاخره بعد از یه ماه بررسی، بین یک iPhone آنلاک شده و نوکیا N95 8GB، برخلاف انتظار، این نوکیا بود که برنده شد علیرغم قیمت بالاترش!

+ نوشته شده در ساعت 22:35 توسط حمید
86/10/07
شهر شهر فرنگه

- بی نظیر بوتو ترور شد تا جهان اسلام تنها رهبر زن خود (احتمالا از پیدایش اسلام تاکنون) را از دست بدهد. از آنجاییکه بوتو در اقدامی انتحاری کشته شده، این ترور هم از آن دسته ترورهایی است که قاتل و مقتول هر دو شهید به حساب می آیند و لابد نزد پروردگار به روزی خوردن مشغولند. (فقط خدا کنه جلوی خدا دوباره نزنن همدیگه رو بکشن.)

- البته اینکه مادرش ایرانی بوده برای ما مهم تر از این است که هاروارد و آکسفورد درس خوانده بود همان طور که احتمالا نوع پوششش برای براداران غیور مهم تر از جانش بود.

- یادش به خیر بچه گی هام نصف اخبار تلویزیون و رادیو (چه بسا سه چهارمش) درباره بی نظیر بوتو بود.  خدا رحمتش کنه.

 

پ.ن1: یک سه تایی از کتاب "داستانک هایی برای روزگاری که سپری می شود":

"*یک زمان همه به همه راست می گویند و ازجمله به عشقشان

 یک زمان تری همه به همه دروغ می گویند جز به عشقشان

 یک زمان ترینی همه به همه راست می گویند جز به عشقشان

 

*یک زمان عشق قرارداد نانوشته ای است برای خیال انگیز کردن لحظات روزمرگی

یک زمان تری عشق قراردادی می شود برای رسیدن به سود علی الحسابی

یک زمان ترینی عشق قراردادی می شود برای دریافت سود سپرده بلندمدت

توجه:درتمام این زمانها ترکیب عین و شین و قاف به طور یکسان استفاده میشود.

 

*به خیال خود عشق را می خواستند جاودانه کنند اما تمام هنرشان مهر جاودانگی زدن بود بر پستی و حقارتشان."

 

پ.ن2: دوستی با آدم کاسبکار به اندازه بحث با آدم مست، احمقانه است.

+ نوشته شده در ساعت 0:23 توسط حمید