تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
86/07/07
غُر می زنیم!
واقعا که عجب مملکتیه! از وقتی اومدم اینجا تقریبا روزی یک یا دو لیوان از این شیرکاکائوهای نستله (MILO می نامندش) می خورم (می نوشم). اون اولا قیمتش یک دلار و نود سنت بود (یه لیتریش)، بعد شد دو دلار و حالا هم شده دو دلار و سی سنت. جالب اینکه اون یکی فروشگاه دانشگاه هنوز داره <این محصول را به نرخ دو دلار عرضه می کند!> تازه قصه مابقی مایحتاج زندگی اعم از نوشابه (رکن رکین زندگانی)، نون، تون ماهی و غیره هم که بعد از افزایش مالیات ها یه کوچولو گرون شدن هم دیگر بماند. اجاره خانه هم که خود حدیثی دارد دراماتیک تر از داستان رومئو و ژولیت...
کارشناسان فن این پدیده را تورم کنترل شده می خوانند و آن را لازمه رشد اقتصادی! حتما که درست می فرمایند این عزیزان.
پ.ن۱: "و آنجا که فداکاری باشد و خدمت گزاری و نگاه های عاشقانه، خواست سروری نیز هست. ناتوان تر از راههای پنهان به دژ، تا اندرون دلِ قدرتمندتر، می خزَد تا قدرت را برُباید! و زندگی خود این راز را با من گفت: "بنگر! من آنم که هر زمان باید بر خود چیره شود."... و من باید نبرد باشم و شدن و غایت و تضاد غایت ها. آنکه به اراده ام راه یابد، نیک درخواهد یافت که او می باید چه راه های پیچاپیچی بپیماید." از کتاب چنین گفت زرتشت، نیچه. 
پ.ن۲: هفته پیش Mid-Autumn Festival چینی ها بود. بهانه ای برای دور هم جمع شدن خانواده ها در وسط پاییز! (خب اشکالش چیه؟ آخر تابستون مصادفه با نیمه پاییز چینی ها!) 

م.ن*: و اکنون هر شبمان احیاست، بی قرآن، بی مفاتیح؛ الغوث الغوث...

* مناسبت نوشت

+ نوشته شده در ساعت 19:55 توسط حمید