تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
86/04/09
حرف مفت: "من به پایان دگر نیندیشم"

این هفته قرار است بازگردم؛

وطن، همان جا که خانه می دانمش و بی صبرانه انتظارش را می کشم.

اتاق من، خانه من، کشور من؛ آری آنجا همه اش از آن خودم است حتی پمپ بنزین هایش!

"کسی باید امشب
با غربت جاده ها و لهجه ها
به قبیله ی بی چتر برگردد"

 

پ.ن: هرچه می خواهم از حالا بدون فکر به لحظه وداع و بازگشت مجدد، عیشم را منغص نکنم، نمی شود که نمی شود...

+ نوشته شده در ساعت 22:46 توسط حمید
86/04/03
اندر احوالات ما و شیخنا

نشسته ایم و با سوپروایزر گرامی حرف می زنیم تا بحث می رسد به زبان ها و اینکه جناب استاد هم اکنون در حال یادگیری زبان یونانی است. خلاصه بعد از توضیحات کلی درباره خصوصیات زیان یونانی، من می پرسم که چه انگیزه ای باعث شده که حالا ار بین این همه زبان، یونانی را انتخاب کنید.

چشمهایش برق می زند و می گوید می خواهم انجیل مقدس را به زبان اصلی بخوانم و استدلال می کند مثل مسلمان ها که قرآن را به عربی می خوانند و در ادامه با اشتیاق می پرسد تو هم می توانی قرآن را به عربی بخوانی؟

و بدین ترتیب نیم ساعت هم درباره خصوصیات عحیب و غریب زبان عربی حرف می زنیم و قیاسش با فارسی....

 

جالب اینکه این سوپروایزرجان انگلیسی با وجود تسلط کامل به زبان چینی (به لطف همسر البته) و تا حدودی ژاپنی (به اقتضای شرایط کاری)، معتقد است که یادگیری زبان فارسی و عربی بسیار دشوارتر از سایر زبان هاست.

 

پ.ن: احتمالا با چنین انگیزه ای، بعد از یونانی نوبت به عبری می رسد!

+ نوشته شده در ساعت 17:39 توسط حمید