خوشبختانه به لطف اینترنت، نه تنها ارتباطات خویشاوندی و دوستانه سرجای خود باقی مانده (با کیفیت مجازی البته)، بلکه امکان پیگیری اخبار وطن و حتی فیلم ها و سریال های آن نیز به راحتی ممکن شده است.
غرض از مقدمه اینکه فیلم اخراجی های مسعود خان ده نمکی، گروه فشار سابق و آنتلکتوئل فعلی را دیدم. به راستی حرام کرده است قدرت یک تیم حرفه ای و پر سوپر استار را؛ شخصیت های تکراری با طنزها و جوک های دست چندم و فیلمنامه ای ساده انگارانه.
واقعا درک نکردم چرا کارگردان انتظار داشته جایزه بهترین فیلم جشنواره را به او بدهند. اخراجی ها تنها از این نظر حایز اهمیت می تواند باشد که کارگردان آن ده نمکی است (دلیل سیاسی) و نه هیچ چیز دیگری به عنوان دلایل و قابلیت های فنی که لازمه گرفتن یک جایزه هنری است.
در واقع ده نمکی خودش به نوعی یکی از این اخراجی های دنیای عقلانیت بود که حال اهالی سینما با آغوش باز پذیرفتنش و اجازه دادند تا فریاد ندامتش را در قالب این فیلم به گوش جامعه برساند.
به هر حال امیدوارم این قداره کش دوران اصلاحات و متفکر کنونی دوران قداره کش ها، پیشرفت کند در فیلم سازی همان طور که در خط فکریش پیشرفت فوق العاده ای کرده است...
پ.ن1: به قول عطاران ما کارمون تمومه، کسی نمیخواد بره...
پ.ن2: اما حالا انصافا به یه بار دیدنش می ارزه به خصوص اینکه فیلم اول جناب کارگردان، فقر و فحشا بوده!
تعطیلات نداشته رو به پایان است، دریابید این لحظات آخر را!
پ.ن: چقدر خوبه که امسال اون غم غروب سیزدهم رو حس نمی کنم...
