تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
85/12/28
و اکنون عیدمان است

آخرین ساعت های سال 85 دارد می گذرد.

مرور می کنم آنچه را اتفاق افتاد برایم در سالی که تا چند تیک تاک دیگر به پایان می رسد؛ از ریز و درشت و تلخ و شیرینش که بگذرم، خوشبختانه پای ثابت تمام وقایع هشتادوپنجیم، تبدیل شدن هر آنچه در نگاه اول نشانه یاس بود به مایه امید در نهایت...

حال در این دو ماهی که مزه شهروند جهانی بودن را چشیده ام، جدا از تمام شیرینی های سطحی و دلتنگی های عمیقش، آنچه بیش از همه خودنمایی کرده، ایرانی بودنم است. آری در خارج از کشور به جز اسمت و نام کشورت، کسی را اطلاعات بیشتری نیاز نیست و از همین رو بسیار تلخ است حس کردن معنای تحقیر ملی و دست و پا زدن برای اینکه به همه کس بفهمانی ایران و ایرانی آن چیزی نیست که در اخبار می بینید یا می شنوید؛ ناخوشایند است وقتی شلاق وارحس می کنی آن دلقک که با شوهای خودش خوراک ابررسانه های بین المللی را تامین می کند، هزینه تیتر بودنش را از آبرو و هویت تو پرداخت می کند؛ هویتی که در خارج از کشور اگر نگوییم همه چیز، باید اعتراف کنیم بیشتر از همه چیز آدم است...

اکنون در آستانه سال نو، آرزو دارم که این نشانه بزرگ یاس نیز به مایه امید تبدیل شود وعلاوه بر سلامت، آرامش و عزت نیز ارمغان بهار تازه برای همه به خصوص ایرانیان باشد که این گردش روزگار، هیچ برازنده مان نیست.

کوتاه سخن اینکه "طلسم معجزتی مگر رهاند از گزند خویشتنم"...

سال نو مبارک!

+ نوشته شده در ساعت 19:18 توسط حمید
85/12/20
البته نه پیچش مو، صرفا خود مو!
در راستای خود تحویل گیری مفرط، یه تعداد ناچیز از عکس هایی که اخیرا گرفتم رو در پیکاسا آپلـــــــود کردم.
جهت مشاهده کلیک بنمایید
+ نوشته شده در ساعت 14:49 توسط حمید
85/12/10
کوالالامپور؛ مشاهدات-نظریه ها

1- برج های دوقلوی پتروناس چیزی فراتر از دیدنی اند؛ به معنای واقعی تلفیق علم، هنر و تکنولوژی. برای درک عظمت کار، حتما لازم است از اسکای بریج (پلی که بین دو برج در ارتفاع 170 متری قرار گرفته) به شهر زیر پایتان نگاه کنید.
در بین 10 برج بلند دنیا، نام برج میلاد ایران هم هست و جالب اینکه سال افتتاح آن 2003 ذکر شده است! احتمالا دو هزار و سه همان سالی است که اولین پارازیت اندازهای شبکه های ماهواره ای روی این برج شروع به کار کرده اند. جالب تر اینکه ساخت برج های پتروناس بعد از طراحی، تنها سه سال طول کشیده است.

 

2- گنتینگ های لند در 40 کیلومتری کوالالامپور را شاید بتوان نمک آبرودی در مقیاس بزرگ تر در نظر گرفت که با یک شهربازی مدرن، کازینو و انواع سرگرمی های آبی و خاکی تجهیز شده است. آب و هوایش برای اینجاهایی که روز و شب را در هوای دم کرده می گذرانند، فوق العاده مطبوع است.

 

3- مردم مالزی فوق العاده خونگرم هستند (حداقل در قیاس با سنگاپوری ها) و خوشبختانه اکثرشان می دانند که ایران کجاست و از مجادلات ما با استکبار جهانی هم با اطلاعند. در اخبارشان هم سخنان رییس جمهور محبوبمان را پخش می کردند.

از سوی دیگر آن قدر که ما فکر می کنیم (حداقل من فکر می کنم) که ماهاتیر محمد در رشد کشورشان نقش داشته، خودشان این طور فکر نمی کنند.

 

4- راننده تاکسی هایش پدر سوخته هستن چه جـــــور! همین که ببینن چمدون یا ساک دستته این حس درشون به وجود میاد که حتما باید تیغت بزنن (در این شرایط به هیچ وجه حاضر نیستن از تاکسی متر استفاده کنن). خلاصه آخر به یکیشون گفتم (در حالی که اسلام از سر و رویم می بارید): واقعا زشته که یه مسلمون بخواد اینجوری کسب درآمد کنه و ... راننده هم در جوابم گفت اینایی که اینجوری می کنن بیشترشون هندین و مالزیایی نیستن.

من طبق تجربه حرفش را چندان باور نکردم.

 

5- دستشویی فرنگی های حتی یک هتل چهار ستاره در مالزی هم مجهز به شلنگ است و از این بابت کاملا ایرانی کامپَــــتیبل هستند!

 

6- در دایره ای به شعاع 500 متر و به مرکزیت برج های پتروناس، همه چیز عالی و مدرن به نظر می رسند (البته به استثنای اتوبوس ها) اما با فاصله گرفتن از مرکز شهر، کوالالامپور به شهری کاملا معمولی تبدیل می شود.

 

7- غذا و خوراکیجات کلا در مالزی ارزان هستند (ارزان یعنی تقریبا هم قیمت ایران).

 

8-  از نظر سازماندهی، تمیزی، حمل و نقل عمومی و به طورکلی تمام شاخص های زندگی شهری، کوالالامپور به شکل کاملا محسوسی پایین تر از سنگاپور است.

 

پ.ن1- کلی آدامس خریدم و خوشبختانه تو مرز هم هیچ اتفاقی نیفتاد.

پ.ن2- بعد از مدت ها تو کوالالامپور تونستم غذای ایرانی بخورم.

پ.ن3- آکواریومش هم به یکبار دیدنش می ارزید.

+ نوشته شده در ساعت 20:48 توسط حمید
85/12/05
مالزی و ماه عسل!

این سال نوی چینی ها به هیچ دردی که نخورد لااقل باعث شد من و تون ماهی یه ماه عسل درست و حسابی با هم داشته باشیم؛ لازم به توضیح اینکه من به همون اندازه که از ماهی متنفرم، از کنسرو تون ماهی خوشم میاد.

 

دیگه اینکه فردا دارم میرم مالزی و احتمالا سه روز کوالالامپور می مونم.

کاملا به سبک غالب ایرانی ها که هنوز هیچ جای دیدنی کشور خودشون رو ندیده یاد جهانگردی می افتن، من هم بعد از یه ماه و نیم که اینجا بودم، تقریبا هیچ کدوم از جاهای توریستی و دیدنیش رو نرفتم و حالا دارم میرم مالزی رو ببینم!

+ نوشته شده در ساعت 9:1 توسط حمید