سال نوی چینی هاست این روزها و همه دانشگاه تعطیل.
آن دسته شان که مانده اند و به خانه بازنگشته اند، آن چنان خوشحال و پرانرژی سال نویشان را جشن می گیرند که گویی واقعا عید شده است!
خوشحالند عمیق به خاطرعید؛ بدون بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی...
بدون اینکه زمستانی طی کرده باشند...
بهزاد (همون مجری باحال روز هفتم بی بی سی از زمانی که من یادم میاد تا حالا) رفته لوس آنجلس با یه سری خواننده ها راجع به روز ولنتاین مصاحبه کرده. چند تا تیکه اش خیلی با حال بود از جمله حرفای اندی، هاتف و نوش آفرین.
بهزاد: روز ولنتاین رو چیکار می کنین و چه برنامه ای دارین؟
اندی : من خیلی به این مراسم ها اعتقادی ندارم حالا چون مثلا سیصد سال پیش یه دختربازی به اسم ولنتاین روز چهاردهم یه کارایی کرده دلیلی نداره من هم تو همون روز دوست دخترم رو وردارم ببرم بیرون!
هاتف (بغل اندی کنار یه زمین فوتبال وایساده انگار): من به دوستای نزدیکم زنگ میزنم و حال و احوالشون رو می پرسم! (بهزاد بلافاصله میگه یه وقت دوستاتون نگران نشن که همچین روزی بشون زنگ میزنین!)
نوش آفرین: …. من دیگه دارم بازنشسته میشم اما متاسفانه برخلاف کشورهای خارجی، دولت هیچ حمایتی از ما نمی کنه!
اینجا همه از درد نبودن یا گرون بودن سیگار می نالن، اونوقت من باید برم آدامس قاچاق کنم...
و اینجا غروب های یکشنبه اش یادآور جمعه هاست
به خصوص وقتی نشسته باشی کلی عکس دیده باشی از مثلا گودبای پارتی های مختلف قبل از آمدن؛ دوستان، فامیل، خانه، اتاقم و...
دلم آن بلوز یقه اسکی ام را می خواهد...
"تنهایی شاید یه راهه
راهیه تا بی نهایت
قصه همیشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت..."
به قول تکنسین آزمایشگاه، اینجا هوا دو حالت بیشتر نداره: رِیــنی و نات رینی. شاید تنها خوبی که این مسئله داره اینه که حداقل میتونم پز چهار فصل بودن ایران رو به این چشم بادومی ها بدم...
چه کند بینوا ندارد بیش! (یعنی برایش نگذاشته اند)
******************
اون استاده که از روی اسمش فکر کرده بودم انگلیسیه، در واقع هفته پیش که رفتم سر کلاسش فهمیدم امریکاییه. قبل از کلاس پرسید که از ایران اومدی؟ من هم گفتم آره، بعد بلافاصله گفت متاسفم برای این شرایط بدی که کشور من برای شما به وجود آورده!
******************
هفته پیش یه کنفرانس مشترک دو روزه بین سنگاپور و انگلستان برگزار شد به اسم MES 2007 (میکروالکترونیک و اِمبــــِدِد سیستمز) که سوپروایزرم اسم من رو هم نوشته بود و با هم رفتیم. سخنران مراسم افتتاحیه، وزیر آموزش سنگاپور بود. نکته جالب اینکه محتوای سخنرانی این یارو با محتوای سخنرانی وزرای خودمون در چنین مراسم هایی چندان فرق نمی کرد از جمله اینکه فلان قدر دلار در R& D سرمایه گذاری کردیم و در چند سال آینده فلان مرکز رو توسعه میدیم و سال دیگه فلان دانشگاهمون رو راه اندازی می کنیم و الخ. تنها تفاوتش اینه که اینا واقعا عمل می کنن و ما واقعا سخنرانی!
******************
این یارو رییس جمهور اسراییل بعد از اینکه هر نوع فسق و فجور و تجاوزی بوده به سرمنزل مقصود رسونده، حالا که از کار برکنارش کردن یادش افتاده یزدیه و تو مصاحبه تلویزیونیش گفته چون ایرانیم، دارن علیه من توطئه می کنن!
******************
این مصاحبه ابطحی هم با آینده نو بسی مفرح و دلچسب است.
راستی خاتمی و جان کری هم چه چیک تو چیک با هم چت می کردن تو این اجلاس داووس؛ هرکی ندونه فکر می کنه خبریه!
