تبليغاتX
::Hamid Reza's Weblog::
خاتمه از صفر
85/06/22
ماست من ترش هم هست

در راستای اینکه بنده متولد شهریور هستم و از آنجاییکه خصوصیت اخلاقی بارز اکثریت قریب به اتفاق متولدین این ماه، انتقاد کردن است (البته فقط خودمون میگیم انتقاد و بقیه متفق القول میگن الکی ایرادگیر)، قصد دارم در حرکتی محیرالعقول، انتقادات وارد بر رفتار شهریوری ها را با اجازه خودم برشمرم. (لطفا خود شهریوری ها این پست را نخونن.)

 

- ما به شدت و با صراحت از چیزی که ناراحتمان کند، انتقاد می کنیم و بلکه هم تخریب و چه بسا عیب جویی.

- غیرممکن است هرازگاهی محض افه روشنفکری هم که شده، قبول کنیم که اشتباه هم می کنیم.

- در روابط تیریپ لاو باید از نظر عاطفی به شدت مورد توجه قرار گیریم.

- در همون روابط تیریپ لاو، ترجیح می دهیم موضوعات شخصی طرفین، مگر در موارد خاص، خصوصی تلقی شوند.

- در کلیه ابعاد، بدون درصدی خوش بینی، کاملا واقع بین هستیم و بسیار استدلال گرا.

- در نظم و انضباط تا اتدازه ای که اطرافیان احساس دهن سرویسی کنند، سخت گیری می کنیم.

 

پ.ن1- موارد فوق از مطالعات این جانب روی خودم و گونه های مشابه در دوستان و آشنایان حاصل شده است.

پ.ن2- این موارد با شدت و ضعف در شهریوری ها وجود دارد و مثلا در خودم، دوتا از آنها بسیار پررنگ است و یکی شان هم اصلا وجود ندارد.

پ.ن3- به طور کلی  شهریوری ها موجودات ارزشمندی هستند.

پ.ن4- اولا از همه دوستان و فوامیل (جمع الجمع مکسر فامیل) که از طریق تلفن، اس ام اس، ایمیل و کامنت دان این عید سعید باستانی را تبریک گفته اند، تشکر می کنم و آخرا از همه نامروتانی که در ارکات یادداشت نوشته اند و من فقط نوتیفیکیشن آن را دیده ام و دلم سوخته است، طلب جزجگر می کنم.
+ نوشته شده در ساعت 3:24 توسط حمید
85/06/13
مثلا کنسرت!
دیشب رفته بودیم کنسرت رضا صادقی تو سعدآباد. مجری برنامه هم محمود خان شهریاری بود. واقعا تاحالا کنسرت به این شیرتوشیری (در اصل همون خرتوخری) ندیده بودم. البته سه چهار بار تا حالا بیشتر کنسرت نرفتم اما این یکی واقعا شاهکار بود در بی نظمی!
- به طور کلی میکروفون بیشتر دست شهریاری بود تا صادقی.
- جناب خواننده نه آهنگ مشکی رو خوند و نه آهنگ پیرهن مشکی و نه حتی همون آهنگی رو که میگه "تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من   تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لب های بسته من..."  وای کـــــه چقدر این آهنگ را دوست دارم.  "دلم برات تنگ شده جونم..."
- یه آقایی هم بود که اصلا کاری به آهنگ نداشت و با هر صدایی که می شنید، می رقصید. مثلا داشت آهنگ گریه دار "نرو تو هم مثله من نمیتونی دووم بیــــاری نــــــرو" رو می خوند و حضرت آقا با حرارت تمام حرکات موزون انجام میداد. البته فکر کنم این قضیه خیلی بی ربط نبود به بوی الکلی که میومد.
- یه آقای دیگه هم بود که اصلا نمیدونست رضا صادقی کیه و فقط اونجا وایساده بود با همه دعوا کنه.
- خانوماش هم که خیلی بی حیا بودن واسه همین من اصلا نگــاشون نکـــردم. همین بی حیایی رو هم از اونجایی فهمیدم که بم الهام شد. (مگه چیم از احمدی نژاد کمتره؟!)
- تنها نکته خوبش، نورپردازی های فوق العاده بود.

نتیجه گیری۱- اگه آدم آهنگای این موجود رو تو خونه و ماشین و سرکار و سرکلاس گوش بده، خیلی بهتر از اینه که بره کنسرتش. 
نتیجه گیری۲- وقتی هم مجری و هم خواننده از افراد مورد علاقت هستن، لزوما دلیل بر این نخواهد شد که برنامه فوق العاده ای رو تماشا کنی.

+ نوشته شده در ساعت 23:20 توسط حمید
85/06/12
باعث شرمندگی!
داشتم بیوگرافی جورج بوش رو میخوندم که با یه نکته ضایع روبه رو شدم؛ جناب بوش فوق لیسانس MBA از دانشگاه هاروارد داره! فکر کنم برای تبلیغ این رشته، ذکر همین یه نمونه موفق کافی باشه... 

+ نوشته شده در ساعت 14:14 توسط حمید
85/06/11
دو نقطه

در شکل سنتی، کیفیت را بی عیب بودن (Being Defectless)  تعریف می کنند اما آقای کاتلر، پدر علم بازاریابی، تعریف جدیدی از مفهوم کیفیت ارائه داده که تولید کننده ها و شرکت های خدماتی برای کسب موفقیت در بازارهای رقابتی، مجبور به رعایت آن هستند.

وی ایجاد رضایت در مشتری (Consumer Satisfaction) را اصلی ترین شاخص کیفیت معرفی می کند و کالایی را از نظر کیفیت، مرغــــوب می دانـــــد کـــــه نیــــــازهای مشتری را به طـــــــور کــــامل ارضــــا کند(Meeting Consumer Needs)؛ فارغ از اینکه آن کالا یا خدمات از چه تکنولوژی بهره می گیرد و چه امکاناتی در اختیار می گذارد. 
+ نوشته شده در ساعت 16:44 توسط حمید
85/06/08
که اگر دریا بود...

فیلم کافه ستاره را برای دومین بار دیدم. اگرچه به نظرم نسبت به دفعه اولی که در جشنواره فجر تماشایش کردم، از زیباییش کاسته شده بود و ریتم فیلم نیز کندتر شده بود؛ اما با این حال کماکان آن را از نظر موضوعی فیلمی قابل بحث می دانم که کارگردانش نه تنها به فهم و شعور تماشاگر احترام گذاشته بلکه حتی روی آن حساب کرده است. بازی زیبای افسانه بایگان (که همیشه ازش متنفر بودم) در کنار هنرنمایی رویا تیموریان و البته هانیه توسلی به علاوه چند صحنه شاهکار از نگار فروزنده، همه و همه باعث می شوند تا داستان غم انگیز کافه ستاره و آدمهایش که با هوشمندی سامان مقدم روایت می شود، ارزش توصیه کردن به دیگران را داشته باشد.   

جمله قصار از خودم: سامان مقدم را با پارتی شناختم و با مکس به او علاقمند شدم و با کافه ستاره ازش لذت بردم!

پ.ن: در جشنواره امسال قبل از نمایش فیلم، مقدم که به همراه بازیگران در سینما فلسطین حاضر شده بود، در چند جمله ای که  قبل از فیلم حرف زد، گفت که از شاگردهای مسعود کیمیایی بوده و به او افتخار می کند.
+ نوشته شده در ساعت 5:23 توسط حمید
85/06/07
"منتظر غیرمنتظره ام"
تمام جوانب را می سنجی، همه چیز را بالا و پایین می کنی؛ حال مطمئنی که وقوعش امکان پذیر نیست اما باز هم انتظار می کشی... نمی دانم اصلا چرا ذهنم را درگیرش کرده ام با اینکه مطمئنم نخواهد شد آنچه اصلا منتظرش نبودم که اگر بشود با قوانین هستی سازگار نیست... 
+ نوشته شده در ساعت 0:19 توسط حمید
85/06/05
پـــــــــوف!

و این چند روز هم گذشت.

همبازی شیطان دوران کودکی و بازیگوشی، حالا در استنفورد برای خود خانمی شده بود...

روزهای خوبی بود هم این چند روز و هم آن روزهای ده یازده سال پیش.
+ نوشته شده در ساعت 16:44 توسط حمید