در راستای اینکه بنده متولد شهریور هستم و از آنجاییکه خصوصیت اخلاقی بارز اکثریت قریب به اتفاق متولدین این ماه، انتقاد کردن است (البته فقط خودمون میگیم انتقاد و بقیه متفق القول میگن الکی ایرادگیر)، قصد دارم در حرکتی محیرالعقول، انتقادات وارد بر رفتار شهریوری ها را با اجازه خودم برشمرم. (لطفا خود شهریوری ها این پست را نخونن.)
- ما به شدت و با صراحت از چیزی که ناراحتمان کند، انتقاد می کنیم و بلکه هم تخریب و چه بسا عیب جویی.
- غیرممکن است هرازگاهی محض افه روشنفکری هم که شده، قبول کنیم که اشتباه هم می کنیم.
- در روابط تیریپ لاو باید از نظر عاطفی به شدت مورد توجه قرار گیریم.
- در همون روابط تیریپ لاو، ترجیح می دهیم موضوعات شخصی طرفین، مگر در موارد خاص، خصوصی تلقی شوند.
- در کلیه ابعاد، بدون درصدی خوش بینی، کاملا واقع بین هستیم و بسیار استدلال گرا.
- در نظم و انضباط تا اتدازه ای که اطرافیان احساس دهن سرویسی کنند، سخت گیری می کنیم.
پ.ن1- موارد فوق از مطالعات این جانب روی خودم و گونه های مشابه در دوستان و آشنایان حاصل شده است.
پ.ن2- این موارد با شدت و ضعف در شهریوری ها وجود دارد و مثلا در خودم، دوتا از آنها بسیار پررنگ است و یکی شان هم اصلا وجود ندارد.
پ.ن3- به طور کلی شهریوری ها موجودات ارزشمندی هستند.
نتیجه گیری۱- اگه آدم آهنگای این موجود رو تو خونه و ماشین و سرکار و سرکلاس گوش بده، خیلی بهتر از اینه که بره کنسرتش.
نتیجه گیری۲- وقتی هم مجری و هم خواننده از افراد مورد علاقت هستن، لزوما دلیل بر این نخواهد شد که برنامه فوق العاده ای رو تماشا کنی.
در شکل سنتی، کیفیت را بی عیب بودن (Being Defectless) تعریف می کنند اما آقای کاتلر، پدر علم بازاریابی، تعریف جدیدی از مفهوم کیفیت ارائه داده که تولید کننده ها و شرکت های خدماتی برای کسب موفقیت در بازارهای رقابتی، مجبور به رعایت آن هستند.
فیلم کافه ستاره را برای دومین بار دیدم. اگرچه به نظرم نسبت به دفعه اولی که در جشنواره فجر تماشایش کردم، از زیباییش کاسته شده بود و ریتم فیلم نیز کندتر شده بود؛ اما با این حال کماکان آن را از نظر موضوعی فیلمی قابل بحث می دانم که کارگردانش نه تنها به فهم و شعور تماشاگر احترام گذاشته بلکه حتی روی آن حساب کرده است. بازی زیبای افسانه بایگان (که همیشه ازش متنفر بودم) در کنار هنرنمایی رویا تیموریان و البته هانیه توسلی به علاوه چند صحنه شاهکار از نگار فروزنده، همه و همه باعث می شوند تا داستان غم انگیز کافه ستاره و آدمهایش که با هوشمندی سامان مقدم روایت می شود، ارزش توصیه کردن به دیگران را داشته باشد.
جمله قصار از خودم: سامان مقدم را با پارتی شناختم و با مکس به او علاقمند شدم و با کافه ستاره ازش لذت بردم!
پ.ن: در جشنواره امسال قبل از نمایش فیلم، مقدم که به همراه بازیگران در سینما فلسطین حاضر شده بود، در چند جمله ای که قبل از فیلم حرف زد، گفت که از شاگردهای مسعود کیمیایی بوده و به او افتخار می کند.و این چند روز هم گذشت.
همبازی شیطان دوران کودکی و بازیگوشی، حالا در استنفورد برای خود خانمی شده بود...
